تبليغاتX
گله دار فارس

سه شنبه ششم مرداد 1388

حس تنهایی

شاید این رسم زمانه باشد.شاید این طبیعت انسان باشد وشاید هم این یکی از نقاط منفی شخصیتی من است که تا زمانی که در کنار یار وشریک زندگیت هستی به خوبی قدر او را نمیدانیم وتمام ان محبتهای او برای شما تکراری به نظر می اید وبه مجرد اینکه از او دور می شوی به یاد محبتهای او می افتی شاید همان قاعده دوری ودوستی است ولی به نظر می اید که باید یک تغییری در زندگی روزمره باشد تا هیچ کس از دیگری دلگیر نشود.ولی چه زیبا است این حس تنهایی وتفکر در عالم خویشتن.غم واندوه را به این دلیل که بعداز هر گاهی به این بنده حقیر سر میزند را دوست دارم او نیز با وفاست ونمیگذارد که من یک لحظه به حال خویشتن باشم.در واقع این شیرینی زندگی است این لحظات فراموش نشدنی است که به زندگی انسان معنی و مفهوم  میدهند لحظه رفتن به سوی دوست بعد از مدتها برا ی عاشقی که مدتها از معشوق خود دور بوده جه جالب و دوست داشتنی است وبرعکس چه غم انگیز است روز وداع یاران وترک یار.به راستی چرا انسانها از هم خسته میشنوند؟به نظر این بنده حقیر برای پاسخ به این سوال کافی است به کتاب خدا رجوع کنیم اگر هر زوجی به خوبی به وظایف زناشویی خویش عمل کنند اگر ما دوستیمان با دیگران به خاطر خدا باشد و اگر دشمنیمان نیز برای رضای خالق باشد اگر به تک تک نکات این کتاب عظیم عمل کنیم دیگر هیچ کسی از دیگری خسته نمیشود اری خستگی نسل جوان امروزی  وسردر گمی این قشر عظیم جامعه در بیشتر مواررد بر میگردد به اینکه بیش از نیمی اگروه دیر تن به ازدواج میدهند وتمام این مشکلات ناشی از این امر است  چرا که این دستور پیامبر بزرگ اسلام است که هر پدر و مادری باید به این وظیفه بزرگ خویش که همانا به خانه بخت فرستادن فرزندان خویش است عمل کنند چرا که سکونت و ارامش هر جوانی در گرو این است ازدواج کند وشعله های درونی خویش را با ارامش وتسکین در مقابل همسر خاموش کند

اری زن بلاست خدایا هیچ خانه ای را بی بلا نگردان

نوشته شده توسط galadari در 18:41 |  لینک ثابت   • 

شنبه سوم مرداد 1388

اندر احوال دل خویشتن

 

امروز ميخام يه كم از حال و هواى درونيم خودم بكم اخه يكى از دوستان ميگفت   يه كم هم از خودت بگو باشه چشم.بعد ا زيه مدت كه از مرخصى برگشتم سر كارم يه هو با يك برخورد غير منتظرانه ازطرف مدیر مواجه شدم باورم نميشد بعد از حدود 4 سا ل كار بعد از اين همه دوندگی براى كسي يه بارگى بياد بگه اقاى فلانى وضعيت اقتصادى خيلى خرابه شرمنده كه نميتونم حقوق قبلى را بهتون بدم بايد با نصف حقوق كار كنى،شوكه شدم زبانم بند امد،تصورش بكنيد كسی  كه براى جند سال خودش برنامه ريزى كرده،براى شخصى كه جندتا بجه هاى قد و نيم قد داره بخواهد بيكار شه ان هم توا ين اوضاع اقتصادى ان هم براى كسى كه هيچ پس اندازى نداره خلاصه امروز از فرط بيكارى ،از بس كه خمار بودم،از بس كه به  اين وروجكا فكر ميكردم گفتم سفره دلم بيش يه مشت هم شهرى باز كنم تا شايد يه كم بارم به عبارتى سبك شود

لا إله إلا الله العظيم الحليم ، لا إله إلا الله رب العرش العظيم ، لا إله إلا الله رب السموات ورب العرش الكريم"

.راهى ندارم فعلا به جز پناه بردن به رب العرش الكريم و اين دعا را خواندن اين دعاي است كه بايد در هنكام هر سختى خواند

امروز بعد ا زاينكه كلى اين طرف و انطرف تلفن زدم واز هر اشنايى و غير اشنا درخواست كار نمودم رفتم سراغ فال خواجه حافظ كه اينجور امد

اگر چـه باده فرح بخش و باد گل‌بیز اسـت
به بانگ چنگ مخور می که محتسب تیز است
صراحی ای و حریفی گرت به چنـگ افـتد
بـه عـقـل نوش که ایام فتنه انگیز است
در آسـتین مرقـع پیالـه پـنـهان کـن
که همچو چشم صراحی زمانه خون‌ریز است
بـه آب دیده بـشوییم خرقـه‌ها از می
کـه موسـم ورع و روزگار پرهیز اسـت
مـجوی عیش خوش از دور باژگون سپـهر
که صاف این سر خم جمله دردی آمیز است
سـپـهر برشده پرویزنیسـت خون افشان
کـه ریزه‌اش سر کسری و تاج پرویز اسـت
عراق و فارس گرفتی به شعر خوش حافـظ
بیا کـه نوبـت بـغداد و وقت تبریز اسـت

حال نميدونم خوبه يا نه خودم كه اميدوارم

نوشته شده توسط galadari در 23:46 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388

وما ارسناک الا رحمه للعالمین

((سبحان الذي أسرى بعبده ليلاً من المسجد الحرام إلى المسجد الاقصى الذي باركنا حوله)

Free Image Hosting at www.ImageShack.us

با سلام و عرض تبریک به مناسبت این ایام فرخنده ومبارک به تمام هم شهریان عزیز .چند مدتی است که به دلایل مختلف نتوانستم مطالب جدیدی در حصوص شهرمان و یا مناسبات دیگر در خدمت شما خوبان باشم اما دراین روز مبارک بر خود واجب دیدم که عرض ارادتی داشته باشم خدمت اقا و سرور کاینات دو عالم حضرت ختمی مرتبت جناب محمد مصطفی (ص)و همچنین شما همشهریهای خوب ودوست داشتنی

فداک روحی و ابی وامی یا رسول الله

نوشته شده توسط galadari در 15:39 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و نهم دی 1387

غزه شهر خون وشهادت

 

بسم الله الرحمن الرحيم

« قل لن يصيبنا إلا ما کتب الله لنا»

در جایی که همه در این ایام انزجار خود را از رژیم غاصب صهیونیستی اعلام میدارند بر خود واجب دیدم که کمترین کاری که از دستم بر می اید یعنی نگارش این جملات انجام دهم تا با این کار من نیز سهم کوچکی از مبارزه با این پست فطرتها داشته باشم. بارديگر در عصر تمدن و پيشرفت، شاهد جنايات هولناک صهيونيست‌هاي غاصب با استفاده گسترده از سلاح‌هاي غير متعارف بر مردم مظلوم وبي‌دفاع غزه، در مقابل چشم جهانيان به طرز فجيع و دردناکي هستيم که نشانگر عمق وحشيگري و ددمنشي اسرائيل غاصب و هم‌پيمانانش است
اين اولين بار نيست که مردم مظلوم فلسطين به صورت بي‌رحمانه نسل‌کشي مي‌شوند، بلکه بارها جامعه جهاني شاهد جنايات اسرائيل بر مردم فلسطين، لبنان و همسايگان بوده، اما مردم غزه اين بار بيشتر از همه به خاطر آزادي‌خواهي و دفاع از قدس شريف، قبله اول مسلمانان مورد قهر و غضب قرار گرفته‌اند
جاي تعجب است که حکومت اکثر کشورهاي عربي و اسلامي در مقابل اين جنايت سنگين و غيرانساني بي‌تفاوت هستند؛ اروپا، آمريکا و هم‌پيمانانش با همه ادعاهايشان، مهر سکوت برلب زده و هيچ نوع واکنشي از خود در دفاع از مردم مظلوم غزه و اين نسل‌کشي نشان نمي‌دهند
آيا صهيونيستها فکر نمي‌کنند که در سطح دنيا مورد تنفر، انزجار و غضب ملتها قرار مي‌گيرند و منافعشان به خطر مي‌افتد؟
علماي اهل‌سنت ومردم شریف منطقه گله دار ضمن محکوم نمودن جنايات رِژيم صهيونيستي در غزه و سکوت مجامع بين‌المللي و ابراز همدردي، همبستگي و حمايت قاطع از مقاومت و مبارزات مردم فلسطين و بي‌دفاع غزه، اعلام مي‌دارند
بر همه مسلمانان لارزم مي‌دانيم که از نظر مادي و معنوي با مسلمانان غزه همکاري نموده و جهاد را بر آناني که قادر‌اند (به عنوان دفاع) از مردم غزه واجب مي‌دانيم
در پايان از موضع‌گيري‌هاي حکيمانه رهبر معظّم انقلاب و تلاشهاي ديپلماتيک دولت جمهوري اسلامي ايران حمايت خويش را اعلام مي‌نماييم

 

نوشته شده توسط galadari در 12:18 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه هفدهم آذر 1387

عید قربان در گله دار فارس

باسلام به همه هم شهریهای عزیز تبریک به مناسبت عید قربان مطالبی در مورد عید و عید دیدنی درگله دار فارس به عرض شما برسانم

عید در این شهر رنگ وبوی دیگری دارد بر خلاف دیگر شهرهای ایران که بیشتر به عید نوروز توجه میشود این دو عید یعند عید سعید فطر و عید قربان از شور و نشاطی دوچندان برخوردار است چند روز قبل از عید قربان مردم خود را برای این روز بزرگ اماده میکنند معمولا کودکان به فکر لباسهای نو وخانوادهاد پر درا مد به فکر اماده کردن قربانی خود هستندبعضی از مردم در صبح روز عید با پختن ولیمه ای(حریسه) از مردم این شهر پذیرایی میکنند در این شهر از قدیم الایام نماز روزعید خوانده میشود بعد از خواندن نماز مردم گروه گروه به دیدار خانواده هایی میروند که عزیزی ازدست داده اند ویا به دیدار افراد مریضی که بر بستر بیماری افتاده اند میروند.تمام خانوادهها خود را برای پذیرایی از میهمانان عیدی اماده کرده اند .توزیع گوشت مجانی برای فقرا هنوز که هنوز است در این شهر رایج است هر کسی که دلخوری و یا نگرانی از برادر و یا دوست وهمکار خود دارد طبق یک رسم قدیمی در این روز با هم اشتی میکنندجوانترها به خانه پدر و مادرها میروند وناهار را در کنار بزرگترها صرف میکنند تمام کسبه در این روز کار وکسب خویش را تعطیل نموده و در جمع شادی دیگران شریکنند یکی از خاگراتی که هر کودک  گله دار ی ان را فراموش نمیکندهمین عیدی گرفتن است اخ یادش به خیر دوران کودکی

نوشته شده توسط galadari در 21:42 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387

عروسى در گله دار(گذشته-حال)

در اين قسمت دوست دارم در مورد عروسى در اين شهر صحبت كنم مراسمى كه هر جوانى دوست دارد به طور احسنت وهر جه باشكوه برگذار شود قبل از ازدواجم به هر مراسم عروسى كه ميرفتم بيشتر از اينكه شاد شوم به فكر اينده خود مى افتادم و با خود مى كفتم ميشود ما هم يك روزى داماد شويم
مراسم خواستكارى:


بعد از اينكه فرزند دختر مورد علاقه خود را انتخاب كرد اين موضوع را به اطلاع خانواده ميرساند

خانواده نيز با مشورت با هم ديكر در بعضى ماقع موافقت و در بعضى مواقع همان سنت ديرينه اى كه در بيشتر مواقع رايج است مخالفت و شخصى از خويش و قوم را به بسر بيشنهاد ميكنند در صورتيكه موافقت شود.......

كه بيشتر موافقت ميشد مقدمات عقد كنان  يا همان كابين برون شروع ميشد

كابين برون يا همون عقد كنان

مراسم عقد كنان يا به قول ما گله داريها كابين برون با دعوت دوستان و اشنايان و خويش و قوم به صرف شام  شروع مى شود در بعضى از خانواده ها در همين مراسم عقد كنان نيز به بزن وبكوب و رقص و شادى وجود د ارد,فرق مراسم عقد كنان در شهر ما با ديگر شهرهاى ايران به اين است كه مراسم عقد كنان در هر دو خانواده جداگانه برگزار ميشود بعد از صرف شام كه عاقد نيز وجود دارد عاقدشروع به قرائت صيغه عقد ميكند و به تنهايى صيغه عقد اقا داماد را ميخواند بعد از ان به اتفاق بدر داماد و 3 شا هد به منزل عروس خانم ميروند وجداگانه از عروس خانم بله را ميگيرند با جارى شدن صيغه عقد در بين كل زدنهاى زنها مراسم عقد كنان نيز تمام ميشود خوب بعد از ان نوبت به جنا بندان است حنا توسط مادر داماد تهيه و توسط حانواده و خواهران داماد و تعدادى دختران وزنها با خواندن اوازهاى محلى و كل زدن به منزل عروس ميروند  عروس خانم را وسط قرار ميدهند و به دست وباى او حنا مينهند

نامزدى

مرحله بعدى كه يكى از دوران برخاطره و شيرين براى هر كسى است شروع ميشود طول اين دوره بر حسب وضعيت مالى وامكانات خانواده ها فرق ميكند به طور متوسط يك سال طول ميكشد اما هستند جوانانى كه تا 3 سال هم قادر به ازدواج نيستند.موردى كه در اين شهر مذهبى وجود د ارد به هيج عنوان دو زوج اجازه بيرون رفتن به تنهايى ندارند وتنها در محيط خانه اجازه صحبت و خلوت كردن دارند برخلاف شهرهاى ديگر كه زوجين بيرون ميروند و به بارك و سينما و ديگر اماكن تفريحى ميروند در اينجا خبرى نيست و اين بر ميگردد به ان بافت سنتى و مذهبى اين شهر كه خانوادهه ا به ان بايبندند,بعد از عقد كنان يك روزى از طرف خانواده داماد براى بردن هدايا و سوغاتى  وبيشتر طلا وجواهرات به خانخ دختر مشخص ميشود به اين مراسم رخت بركنان مىگويند كه مادر داماد يك سرى لباس دوخته شده به همراه طلا و جواهرات  وشيرينى به همراه تعدادى زن و دختر به همراه خواهران داماد به منزل عروس ميروند و تمام ان طلاها به سر و گردن عروس مى اندازنند همه ان لباسها به ديد عموم گذاشته ميشود هر كسى نيز هديه اى دارد در اين هنكام كه معمولا عصر است به عروس خانم ميدهد

 

عروسى

مرحله اخر عروسى است كه در اين شهر هنوز 2 روز است ازگذشته تا الان عروسى در اين شهر 2 روز است

شب اول عروسى(كه به ان حناى دزد)نيز ميگويند معمولا خويش و قوم ودوستان نزديك دو طرف دعوت ميشوند به صرف شام در همين شب نيز بعد از صرف شام مراسم حنا بندان  وجنا بردن به منزل عروس نيز وجود دارد همين تعداد افراد كه در شب اول حضور داشتند ناهار روز بعد و كلا تا اخر عروسى حضور دارند معمولا رسم براين است كه در صورتيكه يكى از خويش و قومان شب اول دعوت  نميشد شب دوم نيز از امدن و حضور در مراسم سر باز ميزد به اين دليل كه توقع دارند كه خويش و قوم بايد از روز اول عروسى حضور داشته باشد تا يادم نرفته به اين نكته اشاره كنم كه تمام اين مراسم در بين هر دو خانواده عروس و داماد جداگانه برگذار ميشود وهر كدام جدا مهمانان حود را دعوت ميكنند لازم به ذكر است كه تمام خرج مراسم و مدعوين عروس خانم را داماد بيجاره بايد بدهد.به همين ترتيب شب دوم نيز دوستان و اشنايان و قوم دور دعوت ميشوند به اين شب دوم كه علنى  واشكار است حناى افاق گفته ميشود به همين ترتيب روز دوم نيز همه دوست و اشنا براى صرف ناهار دور هم جمع مى شوند

سرتراشون


نوشته شده توسط galadari در 17:8 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه سوم مرداد 1387

مراحل مختلف كاشت ،داشت وبرداشت گندم در گله دار درقديم الايام


سلامى دوباره

دوست داشتم در مورد جكونكى كاشت و برداشت كندم در قديم الايام مطالبى بنويسم تا نسلهاى بعد از ما به ياد بياورند مشاكل و بدبختيهاى نسلهاى كذشته ،و اينكه نسل جوان كنونى هم با تاريخ كذشته خويش اشنا شوند.مراحلى كه يك كشاورز در كذشته طى مى كرد تا به كندم برسد عبارت است از:

1-بذر باشى

2-بشكار(كاو اهن زدن)

3-داشت

4- جورين (در لهجه گله دارى درو كردن را جورين مى نامند)

5-خرمن وخرمن كوبى(عبارت بود از انبار كردن تمام خوشههاى درو شده در يك مكان)




ادامه مطلب
نوشته شده توسط galadari در 14:54 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387

جگونگى برداشت خرما در گله دار


درخت خرما يكي از مقدس ترين و قديمي ترين درختان ميوه شناخته براي انسان است پيدايش درخت خرما در جهان از دوران دوم زمين شناسي آغاز شده اما زمان پي بردن انسان به ارزش غذائي خرما و كاشت درخت آن به شش هزار سال پيش از ميلاد مي رسد.مبداء اصلي اين گياه بدرستي مشخص نيست. بعضي از دانشمندان مبداء اصلي آن را در اسيا و كرانه هاي خليج فارس و گروهي ديگر زيست گاه اصلي خرما را شمال آفريقا يا شبه قاره هند مي دانند. بر اساس شواهد باستان شناسي قدمت كشت نخل خرما در ايران به بيش از شش هزار سال مي رسد. در حال حاضر خرما در هر پنج قاره دنيا و در بيش از 30 كشور كشت و مورد بهره برداري قرار گرفته است.

در زمانى نه جندان دور حدود20 سال بيش شايد هم كمتر بيشترين درامد مردم اين منطقه از همين خرما بود

ادامه مطلب
نوشته شده توسط galadari در 16:15 |  لینک ثابت   • 

شنبه پانزدهم تیر 1387

تصاويرى از اولين دوره ازدواج دسته جمعى در گله دار

تصاويرى از اولين دوره ازدواج دسته جمعى در كله دار





مراسم عروسی گله دار 1387/1/1


























نوشته شده توسط galadari در 22:54 |  لینک ثابت   • 

شنبه یکم تیر 1387

هر سال دريغ از بارسال

سلام

  تازه بود داشتیم با كم ابى كنار مى امدیم یعنى به نوعى سر این اقاى ریس ابفا رو یه جورى شیره مالیدیم تا بالاخره راضى شد یه فكرى به حال این اب بكند وبا كلى مكاتبه و مكالمه و  غیره خوب الان یه جوراى وضعمون از قبل بهتر شده الحمد الله.
ولى خوب از شما جه بنهان دیكه زبونمان مو دراورد از بس كفتیم،خوب موضوع تموم شد اما..............از بس ناليديم و ناليديم كه اقا اب نيست وكم ابى هست وازاين جور جيزها،كه خبر كم ابى به كوش اين مسؤل اداره برق گله دار هم رسيد و كفت كه  جه خوب شد نوبتى هم باشه ديكه نوبت ماست، جشمتون روز بد نبينه ويا بهتر بكم جشمتون شب بد نبينه ، هنوز سهميه بندى برق شروع نشده بود ،قطع برق ما شروع شد.هرجى سعى كرديم كه به اين اداره زنك بزنيم ديديم اى باباا اين تلفن لامذهب هم مشغوله و موقعيكه موضوع جويا شديم فهميديم براى اينكه از شر تماسهاى تلفنى راحت بشند خودشون اين كار كردن
هنوز تو ب اب مونده بودیم كه یهو برق رفت خوب میكن مشكل برق و كم برقى وسهمیه بندى وقطع برق واین جور جیزها سراسریه، از شما جه بنهان با هزار دردو سر رفتیم یه بشكه نفت بیدا كردیم تا شاید با ان جراغ فتیله اى قدیمى (فنر)یه جورى محیط خونه را روشن كنیم.ولى افسوس كه موقعى كه رفتم تو زیر زمین خونه دیدم خانم جند مدت بیش تمام ان وسایل قدیمى كه به قول خودش مال دهاتیها بود انداخته بو د بیرون ،خلاصه با كلى جستجو تو این مغازه قدیم وتو ان مغازه تا تونستیم بیش این بنده خدا محمد ابراهیم دكونى یه دونه بخریم ان هم با هزار منت.خوب حرف این اقا خیلى برام جالب بود ،وان باعث كه اين جند سطرو امروز بنويسم میدونین جى كفت؟؟
كفت :یادش به خیر قدیما ما از این جراغها استفاده میكردیم.و حال باز هم میبینم مثل اینكه یواش يواش داریم بر میكردیم سر هون جاى اول خودمون،ان از اب اين هم از برق
نوشته شده توسط galadari در 12:7 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه سی ام خرداد 1387

كتابت قران كريم توسط يك گله دارى

ماره خبر : 36546      تاریخ : 27/03/1387

 


جشن پايان كتابت قرآن كريم در شهر گله دار

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فارس نما، با پايان يافتن كار كتابت قرآن كريم توسط حاج علي مقدم عضو انجمن ادبی ارمغان گله دار كه حدود شش ماه بطول انجاميد بیست و ششم خردادماه مراسمي از سوی سازمان تبلیغات اسلامي استان فارس و با همكاري انجمن ادبي ارمغان گله دار - اسير برگزار شد.

گفتني است اين مراسم از ساعت 30/8 الي 30/11 در سالن اجتماعات فضيلت گله دار با حضور شخصيتهاي ديني استان و مناطق همجوار با شكوه و قرآن مكتوب نيز توسط حجت الاسلام عبدالرضا خوشنويس مدیر کل تبلیغات اسلامی استان فارس رونمايي شد.


نوشته شده توسط galadari در 18:41 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه سی ام خرداد 1387

گيوه دوزى

يكى از صنايع معروف و قديمى استان فارس،همين صنعتى است كه ملاحظه مى فرماييد.در حال حاضر در بعضى از شهرها و استانهاى كشور هنوز اين صنعت رايج است،من جمله استان مركزى،كردستان ،وفارس خودمان
و بيشتر افرادى كه در اين حرفه مشغولند به نوعى اين حرفه را از نياكان خود به ارث برده اند، روزكارى نه جندان دور در همين شهر خودمون(گله دار) بسيارى از مردم از اين راه امرار معاش ميكردند.......





ادامه مطلب
نوشته شده توسط galadari در 17:54 |  لینک ثابت   • 

شنبه هجدهم خرداد 1387

دادو بيداد از بى كسى

 

روزكارى برتمام ايالات منطقه مسلط بوديم ،سوء تفاهم  نشودقصد ندارم ملى كرايى محض و يا سلطه يك كروهى بر بقيه را مطرح كنم فقط قصد دارم مقايسه اى بين دو مقطع زمانى ومقايسه عملكرد وزارت كشور طى جند سال كذشته را داشته باشم،روزكارى بود كه شهر كنونى
گله دار از نظر تقسيمات كشورى يكى از دهستانهاى استان بوشهر بود وبه نا بيانات مرحوم دهخدا بسيارى از مناطقى كه الان براى خود در تقسيمات كشورى شهر و شهرستانى هستند،دهى از دهات اين شهر فرهنكى و باقدمت تاريخى كهن بودند.بسيارى از شهرستانهاى كنونى معروفيت خود از همين شهر دارند به عنوان مثال همين لار كنونى  با اين عظمتش به لاركله دار معروف است .اما جه عاملى باعث شد كه بعد از انقلاب اين منطقه از نظر بيشرفت در تقسيمات كشورى سهمى نداشته باشند و بايد زير سلطه قريه هاى تابعه اى ان زمان خود باشد،دولت عدالت كستر جناب اقاى احمدى نزاد كويا اين منطقه از ميهن عزيزمان را فراموش كرده اند،به راستى جه كسى مسؤل اين تبعيضات وسؤء تصرفات مسؤلين مى باشد؟جرا بايد شهرى با جمعيت و تاريخ كهن در تقسيمات كشورى ،بخش به حساب بيايدولى قريه اى به دليل نفوذ مسؤلين  وبا جمعيت كمتر شهرستان باشد



تفسير مرحوم دهخدا از گله دار مربوط به سالهاى قبل از انقلاب



گله دار.
[ گ َ ل َ / ل ِ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای نه گانه ٔ بخش کنگان شهرستان بوشهر که حدود و مشخصات آن بشرح زیر است : از شمال به دهستان علامرودشت ، از جنوب به دهستانهای ثلاث و مالکی و آل حرم و تمیمی ، از باختر به دهستانهای جم و ثلاث و از خاور به دهستانهای وراوی و علامرودشت . این دهستان تقریباً در خاور بخش واقع گردیده و هوای آن گرم مالاریایی و آب مشروب و زراعتی آن از چاه و قنات است . محصولات آنجا عبارتند از غلات ، خرما، پیاز و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است . این دهستان از 26 آبادی تشکیل شده و مرکز آن قریه ٔ گله دار است . ساکنان دهستان در حدود 3900 تن میباشند. قرای مهم آن عبارتند: ازفال ، دارالمیزان ، مهر،ده نو، اسیر و ارودان . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7). و در فارسنامه ناصری چنین آمده است : در قدیم آنرابلوک فال میگفتند از گرمسیرات فارس در جنوبی شیراز است . درازای آن از ده شیخ تا قریه ٔ پس رودک سی وچهار فرسخ . پهنای آن از دو فرسخ و نیم نگذرد. محدود است ازجانب مشرق و شمال به نواحی لارستان و بلوک علامرودشت و بلوک اسیر و از طرف مغرب به نواحی لارستان و بلوک علامرودشت و بلوک اسیر و از طرف مغرب به نواحی دشتی و بلوک کنگان و از سمت جنوب به بلوک سالکی . بیشتر کشت و زرع و نخلستان این بلوک دیمی است و بعض از دهات آن از آب چشمه و قنات زراعت کنند. محصولش گندم و جو و تنباکوی این بلوک بعد از تنباکوی لارستان از همه جای فارس بهتر است و بیشتر آنرا از آب گاوچاه بعمل آورندو آبهای جاری و آب چاه این بلوک اندک شور و ناگوار است و معیشت اهالی آن از آب باران که در برکه ها جمع شود باشد و مردمان فرومایه به آب چاه و جاری گذران کنند و شکار این بلوک بز و پازن و آهو و کبک و تیهو ومرغ کبک انجیر و کبوتر و بلدرچین و دراج و در زمستان هوبره و چاخرق است . از نواحی گله دار تا دریای فارس از پنج فرسخ نگذرد و در قدیم نام این نواحی بلوک فال بود که در اصل پال است و قصبه ٔ آنرا نیز فال می گفتند و اکنون از آن قصبه دهی در میانه خرابه ها باقی است و آنرا نیز فال گویند و علما و بزرگان از این قصبه برخاسته اند... (فارسنامه ٔ ناصری گفتار دوم ص 258).

نوشته شده توسط galadari در 15:5 |  لینک ثابت   • 

شنبه یازدهم خرداد 1387

كربلا اينجاست!!!!!!!!!!!

مطلبى كه دوست داشتم اينجا بنويسم تا شايد اكه كسى از مسؤلين مشاهده كرد يه كم سر به كريبان خودشون بكشند،و كسانى هم اين مطلب را ميخوانند بدونند مردم اين شهر جه ميكشند
موضوع بى ابى وكمبود اب در اين شهر است.هر شهروندكله دارى بعد از 15 روز يك بار به مدت يك روزميتواند از اب اشاميدنى شهر استفاده كند ان هم بايد جندين بار به مسؤل ابفا زنك زد تا اب بفرستد خداوكيلى تو كجاى اين كشور روى كنج خوابيده سراغ داريد كه هر خانواده شهرى بايد يك ماه يك ماه اب نداشته باشند،كجاى اين مملكت اسلامى سراغ داريد كه مردم براى ذخيره اب مجبور به ساخت منابع اب به ظرفيت 5000 ليتر به بالا در خانه هاى خود شوند؟كجاى اين كشور سراغ داريد كه مردم براى دست يافتن به اب بايد از بمب ابهاى با قدرت مكش بالاى اب استفاده كنند؟لازم به ذكر است كه تمام مراحل جاه عميق ،لوله كشى جديد،ساخت منبع شيشه اى كه در نوع خود در كشور كم نظير است ولوله كشى از منبع تا جاه باتمام رسيده وهزينه ان از طرف فردى خير ساكن خارج كشور برداخت شده وتنها مرحله باقى مانده بروزه برق رسانى از شهر به جاه مى باشد كه تا به حال هيج مسؤلى حاضر به جواب كويى به اين سؤال نشده كه جه جيزى باعث شده كه اين عملايات به مدت دو سال متوقف شود ؟در سفرى كه نماينده مقام معظم رهبرى هم به اين شهر داشتند ايشان در جريان امر قرار كرفتند تا جاى هيكونه  بهانه اى براى مسؤلين باقى نماند. امام حسين فقط جند روز به اب دسترسى نداشت اى ملت مردم اين شهر روزها و هفته ها بى ابند بابا كربلا اينجاست به داد مردم برسيد.كدام كاركرى كه روزى 7000 تومان حقوق دريافت ميكند قدرت خريد اب تانكرى 5000 تومان را دارد .يه مطلبى كه يادم رفت بكم از طرف شركت برق منطقه اى تعداد 700 تير برق در اختيار ابفاى كله دار قرار ميكيرد كه بعد از كذشت يك هفته خبرى از اين جوب برقها نبود از من نشنيده بكيريد ميكن ريس ابفا انها رو فروخته تا با ان بول يه دونه ويلا تو شمال بخره خلاصه كه جه عرض كنم ميخواستم اين موضوع را با دفتر ريس جمهورى در جريان بذارم يكى از دوستان كفتند كه بابا بى خيال اخرش بهت ميكه بيا از لوله اب ما اببكير همانطوركه درجواب به كرانى قيمت كرجه فرنكى كفتند بياين از بقالى سر كوجه ما بخرين ما هم بى خيال شديم و وبه اين اندازه اكتفا كرديم
نوشته شده توسط galadari در 15:28 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387

اولین مهاجران ایرانی چگونه به دبی آمدند؟

مطلبى كه اين بايين ملاحظه ميكنيد به نوعى به كار بنده مربوط هست به همين دليل بى ربط نيست اكه تو اين وبلاك هم بكنجانمش شايد براى شما هم جالب باشد.



دوبی که امروزه به شهر آسمانخراش ها، دارای مراکز خريد بزرگ، آپارتمان های فراوان، جزیره های مصنوعی و ماشين های رنگارنگ شهره شده است در ۷۰ سال پيش تنها يک روستا بود؛ روستایی با پنج هزار نفر جمعيت. اين را محمدعلی انصاری، صاحب ایرانی رستوران «استادی» می گويد.

محمد علی انصاری در سال ۱۳۱۹ و زمانی که قحطی ايران را گرفته بود از جنوب ايران به دوبی مهاجرت کرد تا همراه پدرش که در این روستا بقالی خرید، کار کند.


سرنوشت باعث شد تا او ۷۰ سال در اين نقطه ساحلی خلیج فارس ماندگار شود و روز به روز شاهد تغييراتی باشد که از دو دهه پیش تاکنون آن را به یکی از قطب های تجاری در دنیا تبدیل کرده است.
او از ۳۰ سال پيش رستوران استادی را در اين شهر باز کرده است که «کباب ماستی با پلو» آن يکی از پر طرفدارترين غذاهای دوبی است.
کباب استادی نه تنها دوستداران فراوانی بين مردم دوبی دارد، بلکه اصحاب رسانه و روزنامه نگاران اين شهر را نيز، بارها به اين پاتوق کشانده است.
ديوارهای اين رستوران پر است از تکه روزنامه های انگليسی و عربی که شامل عکس و گزارش از آقای انصاری و خاطرات او از دوبی قديم می شود.
نکته جالب ديگر اينکه کارگران اين رستوران به چهار زبان صحبت می کنند. انگليسی، فارسی، عربی و هندی «اردو» و تا حدودی هم روسی. تنوع مشتری ها باعث شده است که به مرور زمان اين کارگران همه اين زبان ها را ياد بگيرند.
اما دليل ديگر شهرت اين رستوران ميزهای آن است. زير شيشه هر ميز تعداد زيادی اسکناس قديمی است که ناخودآگاه بيننده را به ياد گذشته می اندازد.
محمد علی انصاری درباره آن روزهای دوبی که تصوير خيلی روشنی از آن در دست نيست و علت مهاجرت خود به این نقطه می گوید:
جنگ جهانی دوم بود و قحطی مملکت را فراگرفته بود، نان گير نمی آمد. برای ما که در جنوب ايران زندگی می کرديم در واقع تنها جا برای فرار از گرسنگی همين دوبی بود. ولله از سر بدبختی آمديم اينجا و اينجا هم خيلی بدبختی کشيديم.

چطور خودتان را به اينجا رسانديد ؟

از شهر خودمان «گراش» در جنوب ايران ۱۴روز پياده آمديم تا رسيديم به چارک. بعد از چند روز، يک کشتی بادبانی آمد و ما ۲۰ نفر را سوار کرد. اصلا باد نمی آمد و سرعت حرکت کشتی خيلی کم بود و همين شد که هفت روز طول کشيد تا رسيديم به جزيره ابوموسی و از آنجا چهار روز توی راه بوديم تا به دوبی رسيديم.
کباب استادی نه تنها دوستداران فراوانی بين مردم دوبی دارد، بلکه اصحاب رسانه و روزنامه نگاران اين شهر را نيز، بارها به اين پاتوق کشانده است.


آقای انصاری در آن زمان به چه کاری مشغول شديد؟

بابای خدا بيامرزم يک بقالی کوچک را با ۹۰ روپيه خريد. اون موقع دوبی پول رسمی نداشت و از روپيه هندی در اينجا استفاده می شد. هر روپيه هم يک تومان خودمان ارزش داشت. يعنی ما با ۹۰ تومان در اينجا صاحب مغازه شديم.
من بچه بودم و می رفتم توی محله های اينجا از خانواده هايی که مرغ داشتند، تخم مرغ هاشون رو می خریدم و می آوردم توی مغازه برای فروش. يا مثلا نون خرمايی درست می کردیم و چند تا می زاشتیم روی سرمون و می بردیم به مردم می فروختیم.
اون روزها با شتر از عمان مواد غذايی به دوبی می رسید و توسط الاغ در بين مردم پخش می شد. حالا هواپيماهای سوپر جامبو از اون سر دنيا گوشت و مرغ می آورند برای رستوران مک دونالد. سخته باور کردنش.
آن موقع هر چاهی را که می کندیم فقط يکی دو روز آب داشت و هميشه آب کدر رنگ می خورديم، امروز دستگاه های پيشرفته آب شور دريا را با سرعتی باور نکردنی تصفيه می کنند تا دو ميليون نفر جمعيت شهر مشکلی نداشته باشند.

شما آن روزها را ديده ايد و اين روزها را هم می بینید. به نظرتان دليل پيشرفت دبی چيست؟

ایرانی ها از همون اول تاثير زيادی در آباد کردن دوبی داشتند. پس از کشف حجاب توسط رضا شاه يک سری ايرانی فرار کردند اومدند دوبی و کلی سرمايه با خودشون آوردند.
بعد از اون، مسئله جنگ جهانی پيش اومد و يک سری ديگه اومدند اينجا. بعدش هم که مشکلاتی در بندر لنگه خودمان بوجود آمد که باعث رونق گرفتن بندر دوبی شد. قبل از اون، کشتی ها کمتر اینجا می آمدند و همه می رفتند بندر لنگه.
خب همين شد که پايه دوبی گذاشته شد. سال ۱۹۴۰ که من اومدم اينجا، جمعيت اینجا پنج هزار نفر هم نبود که اون هم حداقل سی چهل درصدش ايرانی بودند. بابا ديگه بيشتر از اين می خواهيد که آثار تاریخی فعلی دوبی مال ايرانی هاست. محله بستکيه همين بغل خودمون رو ايرانی هايی ساختند که از شهر بستک در جنوب کشور خودمون اومده بودند و حالا شده دهکده ميراث فرهنگی دوبی.

70 سال پيش که آمديد اینجا دوبی ، يک بندر کوچک بود و الان ابر شهری تجاری است با بلندترين و گرانترين برج های دنيا. با ديدن اين مناظر چه احساسی به شما دست می دهد؟

انگار دارم خواب می بینم، هنوز هم باورم نميشه. خيلی خوب يادم هست اولين هواپيمايی که اومد اينجا روی آب خور- رودخانه- فرود اومد، چونکه در اون زمان فرودگاهی وجود نداشت ولی حالا آسمون اين شهر حتی يک دقيقه هم خالی نيست و دوبی يکی از شلوغترين فرودگاه های دنيا رو داره.
يا مثلا زمانی اينجا فقط يک دونه ماشين وجود داشت که مال شيخ راشد حاکم اون زمان دوبی بود ولی حالا ۸۰۰ هزار ماشين در اين شهر هست و اين قدر ماشين های لوکس و آخرين مدل ريخته اينجا که ديگه حتی مرسدس بنز هم کلاس نداره و مردم می رند کلی پول خرج می کنند تا شماره پلاک رند برای ماشينشون بخرند. __________________

 
نوشته شده توسط galadari در 17:9 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387

كشف كنج جندين قرن بيش

كسانى كه اين مطلب را ميخوانند اكر كله دارى هستند امامزاده سيد محمد مهدى (كنار تمب بزو)خوب ميشناسند
اما جهت اطلاع بقيه خوانندكان عزيز عرض كنم در اين شهر امام زاده اى وجود دارد كه قدمت ان به درستى كسى نميداند اما از شواهد و قراين جنين بر مى ايد كه متعلق به حدود حد اقل 800 سال بيش است به دليل اينكه قله اى كه در جوار اين ارامكاه است به دليل كذشت قرون متمادى تبديل به تبه اى شده به ارتفاع تقريبا 55 متر بس قدمت اين ارامكاه واين شهر (كله دار)نيز به همان زمان بر ميكردد
اما موضوعى كه ميخواستم به اطلاع برسانم جند ماه بيش مردم روزى متوجه شدند كه اين قبر كه در زير كنبدى قرار دارد توسط كروهى ناشناس كنده شده به عمق يك متر وجاى يك خمره اى به همين ارتفاع كاملا مشهود است كه بر همكان مسلم شد كه كنجى در اين مكان نهفته شده بوده كه توسط ان افراد ناشناس به سرقط رفت.جالب اينجا بود كه هيجكونه اثارى از قبر بيدا نشد به عبارتى هيج امام زاده اى در اين منطقه دفن نشده بود و صاحبان كنج به دليل رد كم كردن مردم ان زمان كه براى بير و امام زاده احترام خاصى قائل بودند مبادرت به جنين كارى كرده بودند وجود لايه هاى از كج در اطراف خمره اين ادعا راثابت ميكند
 
نوشته شده توسط galadari در 15:21 |  لینک ثابت   • 

شنبه سوم فروردین 1387

نقشه استان فارس

نوشته شده توسط galadari در 15:56 |  لینک ثابت   • 

شنبه سوم فروردین 1387

سال نو مبارک

استضافة الملف بواسطة مركز تحميل الصور | أسهل و أسرع مركز تحميل صور
نوشته شده توسط galadari در 11:3 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386

احداث بيمارستان كله دار

يك نيكوكار به نام حاج عبدالعزيز صديقي ، هزينه ‪ ۲۰‬ميليارد ريالي احداث و نگهداري يك بيمارستان ‪ ۳۲‬تختخوابي در بخش گله‌دار (‪ (Galedar‬استان فارس را تقبل كرد.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط galadari در 15:29 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386

گله دار فارس

 

قبل از هر چیز دوست داشتم این گله دارو حضورتون معرفی کنم در جنو بیترین نقطه استان فارس شهری است با قدمت تاریخی حدود ۷۰۰ سال  در ز مان عهد ساسانیان قومی ازکهکیلویه و بویر احمد که طبیعتا ازنژاد لر بودند به دلیل ظلم حاکم ستمکار ان زمان از ان دیار کوچ کرده وبه این منطقه (گله دار)که می رسند سکنی می گزینند بزرگ قبیله شخصی بود به نام ملا عبد الله کله داری .قبل از انقلاب این منطقه توسط افرادی به نام خان که از بزرگ منطقه بودند کنترول و اداره می شد و بدین ترتیب مسول و فرماندار شهرستان مستقیما با شخص خان در ارتباط بودند.بعضی از این حکام به مردم ظلم و ستم روا می داشتند .اختلاف طبقاتی در بین ملت خیلی زیاد بودو تنها افرای محدودی که در خدمت خان بودند از سفره خان بهره میبردند و از ظلم او در امان بودند.

بعد از انقلاب این منطقه تا حدودی نسبت به گذشته پیشرفت کرد اما با شتاب کمتراز شهرستانهای مجاور. به دلیل بعضی مسایل سیاسی و نداشتن مسولین دلسوز این باعث شد تا این بخش از ایران عزیزمان از اهنگ رشد کمتری نسبت به استانهای هم جوار برخوردار باشد.در حال حاضر در تقسیمات کشوری این شهر یکی از بخشهای شهرستان مهر*.میباشد خوشبختانه گله دار از موقعیت استراتژیکی بسیار خوبی نسبت به سایر مناطق هم جوار برخوردار است واین باعث شده به خودی خود این شهر از نظر بافت شهری بسیار زیباتر از شهرستانهای همسایه باشد . شغل بیشتر مردم این شهر کشاورزیست برخی فرهنگی وتعدادی هم به دلیل همسایگی با کشورهای خلیج فارس از دیر باز در این کشورها مشغول به امرار معاشند نا گفته نماند که این افراد نقش بسیار بزرگی در عمران و ابادی این منطقه داشته اند ودر حال حاضر نیز هر کمکی از دستشان براید در حق این منطقه کوتاهی نمی کنند بسیاری از مدارس این شهر توسط خیرین مدرسه ساز ساخته شده است(مدرسه راهنمایی و ابتدایی راستگو دبیرستان خدیجه بنت سعد الله ومدرسه راهنمایی سمیه گله دار)و بسیاری از پروژه های دیگر که در جای خود به ان اشاره خواهم کرد مردم این شهر از دو مذهب سنی وشیعه هستند بیش از هفتاد در صد جمعیت این شهر اهل سنت هستند وبقیه شیعه مذهبند به دلیل فهم بالای مردم این دو فرقه در کمال ارامش در کنار هم زندگی میکنند واین یکی از خصوصیات منحصر به فرد این شهر میباشد که با وجود دو فرقه مختلف مذ هبی از دیر باز تا کنون مردم در کنار هم زندگی میکنند

نوشته شده توسط galadari در 17:37 |  لینک ثابت   •